بخشی کل
مترادفها
جزئی از کل
متضادها
کل
لغت نامه دهخدا
بخشی کل. [ ب َ ک ُ ] ( اِ مرکب ) رئیس خزانه. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
رئیس خزانه.
جمله سازی با بخشی کل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دارم امیدکه بخشد به تو آن عشر امیر تو به من بخشی و من نیز به طفلان صغار
💡 دفتر مرکزی شرکت تراویز پرکینز در شهر نورثهمپتون، بریتانیا قرار دارد و بخشی از سهام آن در بازار بورس لندن معامله میشود. این شرکت، اسپانسر اصلی باشگاه راگبی نورثهمپتون است.
💡 بخشی از پاپیروسهایی که جوزف اسمیت به عنوان منبع کتاب ابراهیم استفاده کردهاست. تفاوت بین ترجمه مصر شناسان و تفاسیر جوزف اسمیت بحث و جدلهای قابل توجهی را ایجاد کردهاست.
💡 ای نام تو بخشیده بخشنده اقسام اقسام مکارم را بخشی است از آن نام
💡 فیض گردون بلنداختر بود ز اقبال عشق تاج بخشی می کند از همت دریا حباب