لغت نامه دهخدا
بحساب گرفتن. [ ب ِ ح ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) ( از: ب + حساب + گرفتن ). معتبر داشتن. ( آنندراج ):
ناز تحویل کند آن که به عاشق شب و روز
چه حساب است که هرگز نگرفتش بحساب.تأثیر.
بحساب گرفتن. [ ب ِ ح ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) ( از: ب + حساب + گرفتن ). معتبر داشتن. ( آنندراج ):
ناز تحویل کند آن که به عاشق شب و روز
چه حساب است که هرگز نگرفتش بحساب.تأثیر.
معتبر داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (و اذ اخذنا ميثاق بنى اسرائيل ) الخ، اين آيه شريفه با نظم بديعى كه دارد، درآغاز با سياق غيبت آغاز شده، و در آخر با سياق خطاب ختم ميشود، دراول بنى اسرائيل را غايب بحساب آورده، مى فرمايد: (و چون از بنىاسرائيل ميثاق گرفتيم )، و در آخر حاضر بحساب آورده، روى سخن بايشان كرده، مىفرمايد: (ثم توليتم، پس از آن همگى اعراض كرديد، مگر اندكى از شما) الخ. از سوى ديگر، در آغاز ميثاق را كه بمعناى پيمان گرفتن است، و جز با كلام صورت نمى گيرد،ياد مى آورد، و آنگاه خود آن ميثاق را كه چه بوده ؟ حكايت مى كند، و اين حكايت را نخست باجمله خبرى (لا تعبدون الا اللّه )الخ، و در آخر با جمله انشائيه (و قولوا للناس حسنا) الخ، حكايت مى كند.