بباد شدن

لغت نامه دهخدا

بباد شدن. [ ب ِ ش ُ دَ] ( مص مرکب ) همراه باد رفتن. با باد پراکنده شدن. || کنایه از نابود شدن. مردن. ضیاع. ( تاج المصادر بیهقی ). از میان رفتن. ضایع شدن:
یکی ترک تیری بر او برگشاد
شد آن خسرو شاهزاده بباد.دقیقی.نه باک داشتم که همی عمر شد بباد
نه شرم داشتم که همی زی خطا شدم.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

همراه باد رفتن

جمله سازی با بباد شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دریغ آن سر و تاج و آن مهر و داد که خواهد شدن تخم شاهی بباد

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز