باژ خانه

لغت نامه دهخدا

باژخانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) باج خانه. گمرک. باژگاه. راهدارخانه. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

گمرمک باج خانه

جمله سازی با باژ خانه

💡 میسر خاکی معادل هزار فرسنگ بود و سپاه ایران باید از میان سه کشور ( شهر ) گذر می‌کرد، در دست چپ سپاه، کشور مصر و در دست راست، بربر قرار داشت و در پیش‌رو کشور هاماران که مقصد اصلی و مرکز قیام شناخته می‌شد. سالار هاماوران توانسته بود شاهان مصر و بربر را با خود هم سو کند و آنان همراه با جنگجویان خویش در معیت او و آمادهٔ مقابله با سپاه کیکاووس بودند. به سالار خبر رسید که کاووس‌شاه از راه دریای آب زره با سپاهی گران گذر نموده است. سالار هاماوران با دو متحد خویش برای مقابله به بربرستان قشون‌کشی کرد. تقابل دو سپاه اجتناب ناپذیر بود موقعیکه از سپاه ایران کوس جنگ نواخته شد یک سوی میدان نبرد ( دشت‌هاماوران ) را گرگین، فرهاد و توس پوشش داد و در سمت دیگر گودرز، گیو، شیدوش، گرگین قرار گرفت. در قلب‌گاه سپاه مثل گذشته کیکاووس بود و نتیجهٔ نبرد شکست مفتضحانه سالار هاماوران و متحدانش تمام شد. نخست سالار هاماوران شمشیر و گرز بر زمین گذاشت و تسلیم و مقید به پرداخت باژ شامل اسب، سلاح، تخت و کلاه گشت. همچنین تعهد نمود هرگز در سرزمین او طغیانی علیه پادشاه ایران صورت نپذیرد. جنگ هاماوران با پیروزی قطعی به نفع ایرانیان پایان یافت اما مانند همیشه کیکاووس را دیو از راه بی‌راه نمود و به او خبر رسید که سالار هاماوران دختری بنام سودابه خانه دارد.