باسه لن

لغت نامه دهخدا

باسه لن. [ س ِ ل َ ] ( اِخ ) آوازه خوان معروف نرماندی در قرن پانزدهم که در شهر ویر متولدشد. او سواد نداشت و ابتدا آسیابان بود و هنوز بقایای آسیای او تحت عنوان «آسیای باسلن » حفظ شده است.

فرهنگ فارسی

آوازه خوان معروف

جمله سازی با باسه لن

💡 و قطب راوندى روايت كرده از اميرالمؤمنين عليه السلام كه فرمود: طمع نكن در سه چيز باسه چيز: طمع مكن در بيدارى شب با پر خوردن، و در نور صورت با خوابيدن در جميعشب، و در امان از دنيا با صحبت فسّاق.

💡 آنگاه كه به مؤ منان مى گفتى: آيا شما رابس نيست كه پروردگارتان، شما را باسه هزار فرشته فرود آمد، يارى كند؟

💡 آن عصر باملت غیرازامین وایل بختیاری کسی همراه نبود وبه تصویب پارلمان ونایب السلطنه خوانین از بختیاری باسه هزار سوار برای جلوگیری محمد علیشاه وسالارالدوله حرکت کردند.

قلعه خرابه یعنی چه؟
قلعه خرابه یعنی چه؟
قلابی یعنی چه؟
قلابی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز