لغت نامه دهخدا
باران کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) باران آوردن. باران باریدن و بمجاز بمعنی نزده رقصیدن آید:
با سبکساران از آل مصطفی چیزی مگوی
زآنکه این جهال خود بی ابر می باران کنند.ناصرخسرو.
باران کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) باران آوردن. باران باریدن و بمجاز بمعنی نزده رقصیدن آید:
با سبکساران از آل مصطفی چیزی مگوی
زآنکه این جهال خود بی ابر می باران کنند.ناصرخسرو.
( مصدر ) ۱ - باران باریدن. ۲ - نزده رقصیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سینمای آرژانتین در سالهای اولیهٔ دههٔ ۲۰۱۰ میلادی محبوبیت و رونق جدیدی در سطح جشنوارههای جهانی پیدا کرد و لوکرسیا مارتل با دو فیلم، باتلاق (۲۰۰۲ میلادی) و دختر مقدس بهعنوان کارگردانی شاخص از این سینما، مطرح شد. هر دو فیلم در زادگاه او، شهر سالتا در شمال غربی آرژانتین، در دامنهٔ کوههای آند و در حاشیهٔ جنگلهای بارانی میگذرند. در دختر مقدس همهکس چیزی، احساسی و رازی برای پنهان کردن دارد.
💡 کوههای بلند با گذرگاههای باریک پرپیچ و خم، جنگلهای غیرقابل تسخیر، بارانهای فراوان، و اقلیم نامناسب، موجب میشد فاتحان قدرتمند، قناعت کردن به یک نشانه اتحاد (مثلاً بازدید از بارگاه)، و پرداخت منظم خراج، را کاری عاقلانه بپندارند؛ بنابراین گیلان تا زمانی که موفق میشد یک حکومت خودمختار بماند، منطقهای شد مطلوب پناهندگان سیاسی، از جمله شاه اسماعیل صفوی که در جوانی و پیش از رسیدن به قدرت به مدت ۶ سال در گیلان پناهنده شد.