لغت نامه دهخدا
بار و بارخانه. [ رُ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) اثاثه و وسایل خانه.
بار و بارخانه. [ رُ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) اثاثه و وسایل خانه.
اثاثه و وسایل خانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرق بر و سینه سوز و دیدهدوز و مغزریز در بار و مشکسای و زردچهر و سرخ رنگ
💡 نازنین خویش را با بار و خر کردم براه باز نامد نازنینم بار و خر باز آمدند
💡 استفاده از شاه تیرها و تیرهای حامل اصلی بار، که یک نمونه ساده از برجها محسوب میشوند، همچنین میتواند به ساختن پلهای راهآهن، سیستمهای حمل بار و تجهیزات، و بندرگاهها کمک فراوانی نماید.
💡 ز جوی لطف و کرم آب ده مرا و ببین که عاقبت تو چه برها خوری ز بار و برم
💡 بت محمل نشین من مگر حالم نمی داند که می بندد برین دل بار و محمل تند می راند
💡 بندرلنگه به دلیل موقعیت مخصوص جغرافیایی، از گذشتههای دور بهعنوان یک ایستگاه ترانزیتی بار و مسافر فعالیت میکرده و در کتابهای متعدد که توسط منابع انگلیسی، هلندی و عربی دربارهٔ بندرهای خلیج فارس چاپ شده به فعالیتها و موقعیت بندرلنگه اشاره شدهاست.