فرهنگ معین
(بَ. کَ. نَ دَ ) (مص ل. ) تحمیل کردن.
(بَ. کَ. نَ دَ ) (مص ل. ) تحمیل کردن.
تحمیل کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از امام موسى كاظم عليه السلام منقول است كه اين آيات را سه بار بر آب خوانده و آن آبرا بخورد و دست بر شكم بمالد:
💡 جانا، ز خوی تند خود، چون بیگناهم، هر نفس صد بار بر دل مینهی، یک بوسه سر باری بده
💡 با وجود بی بری در هیچ محفل پا منه برنداری باری از دل، بار بر دلها منه
💡 موادی که تلورانس ایجاد میکنند مصرفکننده را مجبور میسازند هر بار بر میزان مصرف خود بیافزاید.
💡 از گرانجانی گران بر خاطر دنیا مشو تا توان برداشت باری بار بر دلها مشو
💡 بوید در طول دوران فعالیت خود در فرمول یک، ۱ بار بر روی سکو رفت و ۴ امتیاز را به نام خود بهثبت رساند.