بار بر کسی نهادن

مترادف‌ها

زحمت دادن، مسئولیت گذاشتن

متضادها

سبک کردن

فرهنگ معین

(بَ. کَ. نَ دَ ) (مص ل. ) تحمیل کردن.

ویکی واژه

تحمیل کردن.

جمله سازی با بار بر کسی نهادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از امام موسى كاظم عليه السلام منقول است كه اين آيات را سه بار بر آب خوانده و آن آبرا بخورد و دست بر شكم بمالد:

💡 جانا، ز خوی تند خود، چون بی‌گناهم، هر نفس صد بار بر دل می‌نهی، یک بوسه سر باری بده

💡 با وجود بی بری در هیچ محفل پا منه برنداری باری از دل، بار بر دلها منه

💡 موادی که تلورانس ایجاد می‌کنند مصرف‌کننده را مجبور می‌سازند هر بار بر میزان مصرف خود بیافزاید.

💡 از گرانجانی گران بر خاطر دنیا مشو تا توان برداشت باری بار بر دلها مشو

💡 بوید در طول دوران فعالیت خود در فرمول یک، ۱ بار بر روی سکو رفت و ۴ امتیاز را به نام خود به‌ثبت رساند.

💡 نباید بدون در نظر گرفتن توانایی‌های دیگران، مسئولیت‌های سنگین را بر دوش آن‌ها بار بر کسی نهادن و باعث فشار روانی بیش از حد شدن باشید.

💡 مدیریت جدید شرکت سعی کرد با تقسیم عادلانه وظایف، از بار بر کسی نهادن مسئولیت‌های اضافی بر دوش کارمندان قدیمی و باتجربه خود جلوگیری کند.

💡 او همیشه سعی می‌کرد با کمک گرفتن از دوستان، بار بر کسی نهادن مشکلات شخصی خود را کاهش دهد تا کسی احساس سنگینی و خستگی نکند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران