باد و برف اوردن

لغت نامه دهخدا

( باد و برف آوردن••• ) باد و برف آوردن. [ دُ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از امر محال انجام دادن:
همه کارهای شگرف آورد
چو خشم آورد باد و برف آورد.فردوسی.

فرهنگ فارسی

کنایه از کار محال انجام دادن

جمله سازی با باد و برف اوردن

💡 فیزیک دانان باید معادله‌ای می‌نوشتند که بیان کند چگونه شرایط جوی و باد و جاذبه و سرعت اولیه و غیره می‌توانند مسیر گلوله‌ها را تعیین کنند. اما حل چنین معادله‌ای بسیار سخت بود.

💡 سر به سر داد است و دانش سر به سر فضل است و جود دست غم زو بسته باد و چشم بد زو دور باد

💡 489- يعنى اى جابر به پدرم رسول خدا براى هميشه سلام باد و بتو كه سلام راابلاغ كردى.

💡 عاشق شنید بوی گل از باد و شد ز دست در مجلسی ندید که بوی دگر برد

💡 ز حزم و عزم او بینم ز لطف و عنف او یابم نشان از خاک و از آب و اثر از باد و از آذر

💡 (در سـرگـذشـت قـوم عـاد نيز آيت و عبرتى است، در آن هنگام كه باد و طوفانى نازا وبى باران بر آنها فرستاديم ) (و فى عاد اذ ارسلنا عليهم الريح

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز