لغت نامه دهخدا
باباعبداﷲ چشمه مالان. [ ع َ دُل ْ لا هَِ چ َ م َ ] ( اِخ ) مردی قلندر و جماعت کش بود و مردم باو ارادت تمام میداشتند. این رباعی از اوست:
یارب چه خوش است بی دهان خندیدن
بی واسطه چشم جهان را دیدن.
بنشین و سفر کن که بغایت خوبست
بی منت پا گرد جهان گردیدن.( مجالس النفائس ص 144 ).