فرهنگ معین
( آیینة کسی بودن ) ( ~ء کَ. دَ ) (مص ل. ) به طور محض در همة حرکات مقلد کسی بودن و از خود ابتکاری نداشتن.
( آیینة کسی بودن ) ( ~ء کَ. دَ ) (مص ل. ) به طور محض در همة حرکات مقلد کسی بودن و از خود ابتکاری نداشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جان رالز در کتاب نظریه عدالت ادعا کرد لیبرالیسم در برابر برداشتهای متفاوت از خیر، بیطرف است. او عقیده داشت اعضای یک جامعه سیاسی موجود به اصولی که میتوانند بر روی آن به توافق برسند، مقید خواهند بود. اما آنان باید این اصول را از پشت یک پرده بیخبری انتخاب کنند؛ پردهای که باعث نادیدهگرفتن شدن مسائلی مثل جنسیت، سن، تواناییها و بهطور کلی ویژگیهای طبیعی و اجتماعی شخص شود. به عقیده رالز، پرده باعث میشود فرد با دانستن ویژگیهای کلی انسانها و جوامع انسانی و نیز در نظر گرفتن احتمال هر کسی بودن، انتخاب کند. این دانستههای کلی شامل ویژگیهای اجتماعی اصلی خیر مانند آزادی، فرصت، درآمد، ثروت و عزت نفس است. نتیجتاً، آنان میدانند هر چه خیر بیشتری نصیبشان شود، بیشتر به نفعشان خواهد بود و بدین ترتیب، به یک اندازه آزاد و مرفه خواهند بود و فرصتهای برابری خواهند داشت. رالز این را انصاف میخواند. او همچنین اصل تفاوت را نیز عادلانه میخواند: تقسیم نابرابر ثروت و درآمد به نفع کمبرخوردارترین گروه جامعه. به عقیده جان چاروت، این حالت تنها در وضعیتی منصفانه خواهد بود که اعضای جامعه دربرداشت خود از خیر، تکثرگرا باشند تا به سود اکثریت مصادره نشود. او جامعهای از مسلمانان اهل سنت را مثال میزند که اگر از پشت پرده بیخبری تصمیم بگیرند، با غیر مسلمانان و مسلمانان غیر سنی منصفانه رفتار نخواهد شد.