ایل و ابه

لغت نامه دهخدا

ایل و ابه. [ ل ُ اُب ْ ب َ / ب ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کسان و بستگان وخویشان: فلان آمد با ایل و ابه اش؛ با همه کسانش و بستگانش و فرزندانش و خویشانش. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

کسان و بستگان و خویشان

جمله سازی با ایل و ابه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در بسیاری از کشورها فئودالیسم با اصلاحات ارضی و تقسیم زمین‌های زراعی بین کشاورزان از میان رفته ولی هنوز هم در بعضی از کشورهای جهان سوم قدرت واقعی در دست فئودال‌ها و زمین‌داران بزرگ است. در گذشته فئودالیسم در ایران بیشتر با نام حکومت عشیره ای ایلی ملوک‌الطوایفی یا خان‌خانی معروف شده بود و تا سال های نه چندان دور تا دهه چهل شمسی ادامه داشته تا وقتی که ایل و خان ها را خلع سلاح کرده. به‌علاوه و در تقسیمات ارضی آنها را بی قدرت کرده و برای اولین بار اصلاحات ارضی از آذربایجان غربی شکل گرفت.

💡 طایفه: عبارت از یک واحد اجتماعی ـ سیاسی متشکل از چند تیره است و در سلسله مراتب رده‌های ایلی، مهم‌ترین و مشخص‌ترین رده به‌شمار می‌رود. در سلسله مراتب سازمان اجتماعی عشایر ایران، اکثر طوایف بین ایل و تیره قرار می‌گیرند اما طوایفی نیز وجود دارند که به هیچ ایلی وابسته نبوده و طایفه مستقل نامیده می‌شوند.

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز