ایستگاه کوهستانی
فرهنگستان زبان و ادب
{mountain station} [علوم جَوّ] ایستگاه مرتفعی بر روی قله یا در نزدیکی آن که دیدبانی در آنجا تقریباً همانند دیدبانی شرایط هوای آزاد در آن تراز است
ویکی واژه
ایستگاه مرتفعی بر روی قله یا در نزدیکی آن که دیدبانی در آنجا تقریباً همانند دیدبانی شرایط هوای آزاد در آن تراز است.
جمله سازی با ایستگاه کوهستانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ایستگاه در پنج کیلومتری جنوب شهر سقز استان کردستان و در منطقه سرد و کوهستانی و نیمه خشک که شبیه شرایط زیستگاه این نسل از بزهای کوهی میباشد.
💡 ساخت راهآهن سراسری شمال به جنوب از سال ۱۳۰۶ آغاز و در سال ۱۳۱۷ به بهرهبرداری رسید. راهآهن لرستان ابتدا جزء ناحیه جنوب بود و در اواخر سال ۱۳۲۴ و پس از خروج متفقین از مناطق کوهستانی راهآهن جنوب بین ایستگاههای دورود و اندیمشک بهوجود آمد.
💡 در فصل زمستان، ایستگاه کوهستانی واقع در ارتفاعات بسیار پرتردد است و گردشگران زیادی برای تجربه اسکی و ورزشهای冬季 در آنجا حضور مییابند.
💡 دسترسی به این ایستگاه کوهستانی در هنگام بارشهای سنگین برف بسیار دشوار است و معمولاً نیاز به استفاده از زنجیر چرخ برای خودروها دارد.
💡 اقامت در ایستگاه کوهستانی و تماشای غروب خورشید از میان قلههای پوشیده از برف، تجربهای فراموشنشدنی برای تمامی طبیعتگردان و علاقهمندان به کوهنوردی است.