اکبر و ناکوه

لغت نامه دهخدا

اکبر و ناکوه. [ اَ ب َ وَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد. سکنه آن 180تن و آب آن از چشمه است. محصول عمده آنجا غلات و لبنیات و پشم و ساکنان آن از طایفه غیب غلام و چادرنشین و ساختمان نشین. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

ده از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد.

جمله سازی با اکبر و ناکوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شکرانه داد اکبر و اصغر به راه دوست در کوی عشق یار چو از وی بدا گذشت

💡 ای غریب کشته بی‌غسل و کفن کو پیکر تو کو علمدار و سپه کو اکبر و کو اصغر تو

💡 پروژه‌های مهمی که وی در دهه ۱۵۹۰ به آن کمک کرد شامل نسخه‌ای از اکبرنامه که در کتابخانه بریتانیا موجود است، نسخه رزم‌نامه پراکنده اکبر و نسخه بابر نامه موجود در دهلی نو (۴ مینیاتور) بودند. در قرن بعد، او به پادشاه‌نامه و آلبوم گئورگیان نیز پیوست.

💡 خانه مسکونی ربکا بلخاسب با در های رنگ شده طبق تکنولوژی روز دنیا توسط خود اکبر و مربوط به دوره قاجار است و در مشهد، خیابان نواب صفوی ۱۱، کوچه کاظم ذبیح الهی، پ۱۱ واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۳۸۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 ای پدر رجعت امروز مینداز به فردا دست شستم ز علی اکبر و عباس تو فرد آ

💡 ژروم خاویر یا ژروم گزاویه‌ (۱۵۴۹–۲۷ ژوئن ۱۶۱۷)، یک مبلغ مذهبی یسوعی اسپانیایی در دربار گورکانیان بود که در عصر سلطنت اکبر و جهانگیر فعالیت داشت. او برادرزاده سنت فرانسیسکو خاویر بود.