لغت نامه دهخدا
اوچ گل. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از سیاه منصور شهرستان بیجار دارای 300 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آنجا غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالیچه و جاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
اوچ گل. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از سیاه منصور شهرستان بیجار دارای 300 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آنجا غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالیچه و جاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
ده از سیاه منصور شهرستان بیجار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اوچ گنبدسلطان، روستایی از توابع بخش کرانی شهرستان بیجار در استان کردستان ایران است.
💡 خیال چشم اوچون با خود ازعالم برد عرفی هزاران فتنه و آشوب در شهر عدم گیرد
💡 زد سر زلف خود آن دلبر که اکنون دل ببر هر که جان دارد به تن از دست اوچون دل ببر
💡 بیگبلاغی یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان اوچتپه شرقی بخش مرکزی شهرستان میانه واقع شدهاست.
💡 اوچ بلاغ (خدابنده)، روستایی از توابع بخش سجاسرود شهرستان خدابنده در استان زنجان ایران است.