فرهنگ معین
( آوانتاژ ) [ فر. ] ( اِمص. ) نادیده گرفتن خطاهای کوچک در برخی از بازی های گروهی.
( آوانتاژ ) [ فر. ] ( اِمص. ) نادیده گرفتن خطاهای کوچک در برخی از بازی های گروهی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهندس صدا گرگ لندکر و لری ریزو مراحل آمیختن صدا فیلم را به سرپرستی تدوینگر ریچارد کینگ کردند. نولان گفت که میخواسته صدابرداری فیلم را میکس کند تا نسبت به تجهیزات حاضر در سینما آوانتاژ بیشتری داشته باشد.
💡 این میتوانست یک آوانتاژ و موقعیت استراتژیکی اقتصادی و جغرافیایی به آنها بدهد، و ژاپن، تایوان، فیلیپین، استرالیا، و نیوزیلند جبهه مقاومت تدافعی میشدند. از دست دادن مناطق تجاری حیاتی کشورهایی مثل ژاپن، دیگر کشورهای خط مقدم را به صورت سیاسی تشویق به تسلیم شدن در برابر کمونیسم میکند.