اوازم
لغت نامه دهخدا
اوازم. [ اَ زِ ] ( ع اِ ) ج ِ آزمة. ( از ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). رجوع به آزمة شود.
جمله سازی با اوازم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همین آوازم از دلهای درد آلود میآید که مرهم شو اگر بر آستان ریش میآیی
💡 حزین از ناله ام هر چند بوی درد می آید اسیران قفس را می کند خشنود آوازم
💡 من گرچه صغیر استم با وصف تو دمسازم پر کرده جهانی را در مدح تو آوازم
💡 شدم خاک و فرو ننشست توفان غبار من هنوز از پردهٔ ساز عدم میجوشد آوازم
💡 نمی سوزد دلی بر بلبل رنگین نوای من مگر از شعله آوازم آتش در قفس افتد