لغت نامه دهخدا
اهوس. [ اَ هَْ وَ ] ( ع ص ) نیک خورنده. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || خورنده تر. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): الناس هوسی و الزمان اهوس. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
اهوس. [ اَ هَْ وَ ] ( ع ص ) نیک خورنده. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || خورنده تر. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): الناس هوسی و الزمان اهوس. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استفاده خانههای سنگی به عنوان قبر، به نظر میرسد که همزمان با تولید موآی و زوال نیایش اجداد و نیاکان متوقف شد. در طی آشفتگی قرن ۱۸، به نظر میرسد که جزیره نشینان شروع به دفن مردههایشان میان خانههای آهوس (سکوی موآی) کردهاند و از خانههای سنگی به عنوان پناهگاه مرغ ها استفاده کردند.