لغت نامه دهخدا
( آهنین دل ) آهنین دل. [ هََ دِ ] ( ص مرکب ) شجاع. || قسی. بی رحم. نامهربان. سنگدل. آهن دل:
آهنین دل بین که سنگ خاره از وی وام خواهد
سخت تر زآن دل دل من کز چنین دل کام خواهد.؟
( آهنین دل ) آهنین دل. [ هََ دِ ] ( ص مرکب ) شجاع. || قسی. بی رحم. نامهربان. سنگدل. آهن دل:
آهنین دل بین که سنگ خاره از وی وام خواهد
سخت تر زآن دل دل من کز چنین دل کام خواهد.؟
( آهنین دل ) ( صفت ) ۱ - شجاع دلیر. ۲ - بی رحم نامهربان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز آه گرم چه پرواست آهنین دل او را که تیغ از آتش سوزنده آبدار برآید
💡 در حیرتم که با دل این آهنین دلان صحبت چرا ز آهن و فولاد و رو کنند
💡 بت به بتخانه بسی هست ولی نیست چوتو آهنین دل صنم سیم بری در عالم
💡 با همه آزردگی از من کسی آزرده نیست آهنین جانم ولیکن آهنین دل نیستم
💡 ز سر تیزی آن آهنین دل که بود به عیب پریرخ زبان برگشود
💡 سزد که نرم کنی بر من آهنین دل خود که نرم کردی داود آهن و پولاد