اهل عهد و ذمه

مترادف‌ها

اهل عهد و امان

لغت نامه دهخدا

اهل عهد و ذمه. [ اَ ل ِ ع َ دُ ذِ م م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) باج گزار. خراج گزار. ( آنندراج ). که جزیه دهد و در پناه اسلام باشد. رجوع به ذمی شود.

فرهنگ فارسی

باج گذار. خراج گذار

جمله سازی با اهل عهد و ذمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسوی عهد فرزندش گر اهل عهد و سوگندی (ناصر خسرو)

💡 گر اهل عهد و پیمانی از اهل خاندانی تو وگر زین خانه بیرونی بر افسوسی و ترفندی

💡 چرا بر عهد و سوگند رسول خویش نشتابی به سوی عهد فرزندش گر اهل عهد و سوگندی؟

💡 او مردی بسیار شریف و اهل عهد و ذمه است و هرگز اجازه نمی‌دهد که قول و قراری را که داده، زیر پا بگذارد.

💡 در روابط تجاری، همکاری با افرادی که اهل عهد و ذمه هستند، باعث ایجاد اعتماد متقابل و موفقیت‌های طولانی‌مدت در دنیای تجارت می‌شود.

💡 شخصیت او بر پایه صداقت و اینکه فردی اهل عهد و ذمه باشد بنا شده است، که باعث احترام همه نسبت به او شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران