فرهنگ عمید
۱. کسی که دارای خوی اهرمنی باشد.
۲. [مجاز] بدخو.
۱. کسی که دارای خوی اهرمنی باشد.
۲. [مجاز] بدخو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جز آلایش چه زاید زین زبونی و سیه رائی جز اهریمن کرا افتد پسند این خوی حیوانی
💡 در طبیعت خوی اهریمن گرفت در چه طبع عفن مسکن گرفت
💡 یزدگرد از زاده شدن بهرام شادمان شده بود و ستاره شماران ایرانی و هندی پیشگویی کرده بودند آن کودک فرمانروایی گرانمایه و پرهیزگار و پادشاه همه گیتی خواهد شد؛ و از سوی دیگر موبدان از ترس این که بهرام خوی زشت پدر گیرد و فرمانروایی ستمگر و اهریمنی شود از پادشاه خواستند که بهرام را به دست دایه ای سپارد تا به نیکی پرورش یابد و هنرهای شاهانه را بیاموزد.
💡 من و چنین دل دیوانهیی معاذالله تفو به سیرت شیطان و خوی اهریمن