اهدل

لغت نامه دهخدا

اهدل.[ اَ دَ ] ( ع ص ) شتر آونگان لفج ( لب گنده و سطبر و کلفت ). ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ): مشفر اهدل؛ لفج آونگان. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). بزرگ لب. مؤنث آن، هدلاء. ج، هدل. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). آویخته لب. ( المصادر زوزنی ). رجوع به النورالسافر ص 447 شود.

فرهنگ فارسی

شتر آونگان لفج

جمله سازی با اهدل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابليس پاسخ داد: حالا كه تو براى اولين بار در عمرت، بهدنبال يك سخن راست برخاسته اى، مى گويم: من از آن جهت بيدارت كردم كه نمازگزارى ! چون آه دل پشيمانى اينكه آفتاب بر آمده و نماز از دست تو رفته، به درگاهخدايى كه ناظر دل ها است برترى دارد، اى آهدل را روانه درگاه معبود سازى، اى معاويه فريب كار!

💡 و اين جهان جاى ديگران. آهى كه از دل برخيزد، چون نور خ دايى دارد روشن و پاكيزه وجاودانى مى ماند، براى همين است كه خدا مى گويد: از آهدل ها حذر كنيد و با خواسته هاى دل بى نوايان و مظلومان، هم داستان شويد!