لغت نامه دهخدا
انس دادن. [ اُ دَ ] ( مص مرکب ) ایجاد انس و الفت کردن میان دو یا چند تن. ( فرهنگ فارسی معین ). تأنیس. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ).
انس دادن. [ اُ دَ ] ( مص مرکب ) ایجاد انس و الفت کردن میان دو یا چند تن. ( فرهنگ فارسی معین ). تأنیس. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ).
( مصدر ) ایجاد انس و الفت کردن میان دو یا چند تن ایناس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهره بردارى از نظرات ديگران طبيعى ترين دستاورد مشورت است.مشورت با ديگران اين امكان را فراهم مى كند تا افكار و انديشه هاى ديگران به ويژهصاحب نظران و متخصصان گردآورى گردد و انسان با قرار دادن افكار و انديشه هاىآنان در كنار فكر و نظر خود، بر قدرت، وسعت و عمق انديشه و بينش خويش بيفزايد واز درخشش افكار و انديشه هاى ديگران بهره مند شود.
💡 1- آنچه در آيات فوق مى خوانيم مفهومش بريدن پيوندهاى دوستى و محبت با خويشاوندانو ناديده گرفتن سرمايه هاى اقتصادى و سوق دادن به ترك عواطف انسانى نيست، بلكهمنظور اين است كه بر سر دوراهيها نبايد عشق زن و فرزند ومال و مقام و خانه و خانواده مانع از اجراى حكم خدا و گرايش به جهاد گردد و انسان را ازهدف مقدسش باز دارد.