لغت نامه دهخدا
انتظارکش. [ اِ ت ِک َ/ک ِ ] ( نف مرکب ) نگران و منتظر. ( ناظم الاطباء ).
انتظارکش. [ اِ ت ِک َ/ک ِ ] ( نف مرکب ) نگران و منتظر. ( ناظم الاطباء ).
نگران و منتظر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این معادله مقدار مورد انتظار برای انجام کاری که توسط چند روش تعیین شده بود را توصیف میکند.
💡 مادر اين را مى گويد و به انتظار پاسخ مى نشيند. اما هيچ صدايى نمى شنود. او با خودمى گويد:
💡 کوشش بیدست و پایان از اثر نومید نیست انتظار دام آخر میکشد نخجیر را
💡 تو و یک وعده و فارغ ز من هر شب به خواب خوش من و شبها و درد انتظار و دل طپیدنها
💡 يكى از شاهان آن سامان براى آن عابد چنين پيام داد: (از بزرگوارى خوى نيك مردانتوقع و انتظار دارم، مهمان ما بشوند و با شكستن پاره نانى از سفره ما با ما همدمگردند).
💡 یا رب من بدانمیعاقبت این کجا کشد یا رب بس دراز شد این شب انتظار من