لغت نامه دهخدا
انتظار دادن. [ اِ ت ِ دَ ]( مص مرکب ) منتظر ساختن. چشم براه کردن:
انتظارم مده که آتش و آب
نکند آنچه انتظار کند.عمادی شهریاری.گرچه انتظارم داد یکچندی ولیک...ابن یمین.
انتظار دادن. [ اِ ت ِ دَ ]( مص مرکب ) منتظر ساختن. چشم براه کردن:
انتظارم مده که آتش و آب
نکند آنچه انتظار کند.عمادی شهریاری.گرچه انتظارم داد یکچندی ولیک...ابن یمین.
منتظر ساختن. چشم به راه کردن.
💡 اعطای جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲ به قطر باعث ایجاد نگرانیها و جنجالهایی در مورد مناسب نبودن قطر بهعنوان یک کشور میزبان و هم بیانصافی در روند مناقصه جام جهانی فوتبال شد. انتقاد تعدادی از رسانهها، کارشناسان ورزشی و گروههای مدافع حقوق بشر مشکلاتی مانند تاریخ محدود فوتبال قطر، هزینه مورد انتظار بالا، آب و هوای محلی، رشوه دادن در روند مناقصه، و رکورد قطر در نقض حقوق بشر را برجسته کرد هر چند دیگر نقاط جهان به این اندازه به این نگرانیها توجه نکردند.
💡 تراکنشها (رفتارهای متقابل) به کنشهای انسانی گفته میشوند که در پی آنها از طرف مقابل انتظار پاسخ میرود؛ مثلاً سلام کردن، یا دراز کردن دست برای دست دادن یک تراکنش است، چون که از طرف انتظار پاسخ میرود. این پاسخ بستگی به حالت «خود» طرف متقابل دارد. در این مورد خاص -یعنی سلام کردن- پاسخ فرد میتواند از یک جواب سلام کوتاه تا یک احوالپرسی گرم و درازمدت متغیر باشد.