تابیه

لغت نامه دهخدا

( تأبیة ) تأبیة. [ ت َءْ ی َ ] ( ع مص ) ( از ثلاثی مجرد اَبَوَ ) ابیت له تأبیة؛ گفتم او را پدر من فدای تو باد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). از غایت تواضعو یا محبت پدر خویش را فدای کسی کردن ( در گفتار ).
تابیه. [ ی ِ ] ( اِخ )دهی است از دهستان حومه بخش سلدوز شهرستان ارومیّه 8 هزارگزی شمال خاوری نقده، سه هزارگزی شمال شوسه محمدیار، جلگه، معتدل مالاریایی با 101 تن سکنه آب آن از رودگدار محصول آنجا غلات، چغندر، حبوبات، توتون. شغل اهالی زراعت، گله داری، صنایع دستی آنان جاجیم بافی، راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ).
تأبیه. [ ت َءْ ] ( ع مص ) آگاه گردانیدن. || بیاد کسی دادن. || تهمت کردن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

از ثلاثی مجرد ابو ابیت له تابیه گفتم او را پدر من فدای تو باد.

جمله سازی با تابیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه تابیه مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان است و در شهرستان نقده، بخش محمدیار، روستای تابیه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۶۸۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز