امیرزا

لغت نامه دهخدا

امیرزا. [ اَ ] ( اِ مرکب ) امیرزاده. شاهزاده.میرزا: عازم اردوی پادشاه بودند و پادشاه امیرزا شاهرخ بوده به سمرقند رفته بود. ( مزارات کرمان ص 43 ). ورجوع به همین کتاب ص 45 و 54 و 108، و میرزا شود.

جمله سازی با امیرزا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بازی آمیرزا با ۲ میلیون نصب فعال در کافه بازار در دسته بازی‌های جدول کلمات قرار می‌گیرد.

💡 زندگی روزمره ساکنان یک محلهٔ قدیمی، دستمایه این مجموعه تلویزیونی بود. اتفاقات مختلفی در محله رخ می‌دهد و هربار آمیرزا نصرالله (با بازی عنایت‌الله بخشی) که ریش‌سفید محله است، گره از مشکلات همسایه‌ها می‌گشاید و در رفع گرفتاری‌های آنان می‌کوشد.

💡 خانه آمیرزا احمد دهقان مروست مربوط به دوره قاجار و دوره صفوی است و در شهرستان خاتم، بخش مروست، شهر مروست، بافت تاریخی مروست، محله دهقانی‌ها واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۷۵۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 مدل درآمدی در بازی آمیرزا خرده‌پرداخت (Micropayment) است. از طریق انجام پرداخت کاربر می‌تواند اقدام به خرید سکه‌هایی کند که در استفاده از راهنمای برنامه مصرف می‌شوند.