امیر اب

لغت نامه دهخدا

( امیرآب ) امیرآب. [ اَ ] ( اِ مرکب ) میرآب. ( از آنندراج ). آنکه کار تقسیم آبهای ناحیتی باو محول است: گفت ( یعقوب لیث )بمظالم بودی، گفتا بودم، گفت هیچکس از امیرآب گله کرد، گفت نه. ( تاریخ سیستان ). و رجوع به میرآب شود.

فرهنگ فارسی

( امیر آب ) میر آب. آنکه کار تقسیم آبهای ناحیتی باو محول است.

جمله سازی با امیر اب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گمان بری که مرا ور از جود بهره دهد کف امیر اجل، شهریار در افشان

💡 ترن نام فیلمی ایرانی محصول سال ۱۳۶۶ به نویسندگی و کارگردانی امیر قویدل است.

💡 امیر عید در ۲۶ نوامبر ۱۹۸۳ در قاهره در مصر به دنیا آمد. امیر گروه راک کایروکی را در سال ۲۰۰۳ میلادی تاسیس کرد.

💡 هر شاعری به گاه امیری بزرگ شد نشگفت اگر بزرگ شدم من به گاه تو

💡 بر آن امیر که کلکت کشد صریر هجا بگوش خود شنود بارنامه آجال

💡 امیر مکری (متولد ۲۱ خرداد ۱۳۳۵ در ایران) فیلمبردار ایرانی است. وی در سال ۱۹۷۷ به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرده و در کالج امرسون تحصیل کرده‌است.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز