لغت نامه دهخدا
( آموزنده ) آموزنده. [ زَدَ / دِ ] ( نف ) آنکه آموزد دیگری را. مُعلّم. پیر تعلیم. || آنکه از دیگری آموزد. مُتعلّم.
( آموزنده ) آموزنده. [ زَدَ / دِ ] ( نف ) آنکه آموزد دیگری را. مُعلّم. پیر تعلیم. || آنکه از دیگری آموزد. مُتعلّم.
( آموزنده ) (زَ دِ ) (ص فا. ) ۱ - معلم. ۲ - کسی که از دیگری می آموزد.
( آموزنده ) ۱. یاددهنده، تعلیم دهنده.
۲. یادگیرنده.
( آموزنده ) ( اسم ) ۱ - آنکه بدیگری آموزد آنکه تعلیم دهد معلم. ۲ - آنکه از دیگری آموزد متعلم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و نـيز از اين سرگذشت پر محتوا با درسهاى آموزنده اش، مسير خود را در مساله توحيد وخداپرستى و مبارزه با فراعنه و ساحران هر عصر و زمان، و همچنين مبارزه با انحرافهاىداخلى و گرايشهاى انحرافى، بيابند، درسهائى
💡 65- اين تجربه براى ما و حكومت اسلامى ما بسيار آموزنده است. ما بايد از ظهوراين عارضه در بين حكومتگران نگران باشيم،اقبال به دنيا و بازگشت از اصول مى تواند براى ما هشدار دهنده باشد.بهمان ميزان كهاز اشكال پيش گفته به دليل استحكام مبانى نظرى و فلسفى خود نگرانى نداريم،بايد بشدت مراقب و نگران ظهور پديده دنياگرائى در مسئولان و كارگزاران نظامباشيم.
💡 بـا اينكه محتوايش فوق العاده عميق و ابعادش بسيار گسترده است، ساده، روان، همه كسفـهـم، و قـابـل اسـتـفـاده بـراى همه قشرهاست، مثالهايش زيبا، تشبيهاتش طبيعى و رسا،داسـتـانهاى واقعى و آموزنده، دلائلش روشن و محكم، بيانش ساده و فشرده و پر محتوا، ودر عـيـن حـال شـيـريـن و جـذاب، تـا در اعماق قلوب انسانها نفوذ كند، بيخبران را آگاه، ودلهاى آماده را متذكر سازد.