اموزاندن

لغت نامه دهخدا

( آموزاندن ) آموزاندن. [ دَ ] ( مص ) آموزانیدن. تعلیم. آموختن، چون متعدی باشد. رجوع به آموزیدن شود.

فرهنگ عمید

( آموزاندن ) تعلیم دادن، یاد دادن، آموختن چیزی به کسی.

فرهنگ فارسی

( آموزاندن ) ( مصدر ) تعلیم دادن آموختن.

جمله سازی با اموزاندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فراگیر شدن آفرینش‌گرایی سازماندهی‌شده به‌وسیلهٔ مسیحیان در دههٔ ۱۹۸۰ هنگامی که وزیر آموزش‌وپرورش ترکیه به سازمان‌های مسیحی برای آموزاندن نظریه‌های فرگشت و آفرینش‌گرایی در برنامه‌های درسی به‌صورت همزمان روی آورد، به دنیای اسلام راه یافت.

💡 دانِشمَند شخصی است که در یکی از شاخه‌های دانش چیره‌دست است و از روش علمی برای انجام پژوهش بهره می‌برد. امروزه بیشتر منظور از دانشمند کسانی هستند که پایه‌های دانشگاهی و علمی را تا سطوح بسیار بالا طی کرده و پیشهٔ خود را آموزاندن، ورزیدن و تحقیق دانش و مسائل علمی قرار داده‌اند.

💡 قرآن مهم‌ترین منبع برای بررسی‌ها و پژوهش‌های اسلامی است. از آغاز نگارش قرآن تا کنون در مدت ۱۴ سده مسلمانان به آموختن و آموزاندن آن پرداخته و بر محور آن بررسی‌های گوناگونی را گسترش داده‌اند. به طوری که قرآن را می‌توان یکی از پرترجمه‌ترین کتاب‌ها دانست. ترجمه این کتاب با اهداف و اغراض گوناگونی توسط مسلمانان و حتی پیروان دیگر ادیان انجام پذیرفته‌است و این رویکرد همچنان رو به افزایش است.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز