💡 بعد بخارى از ابن شهاب نقل مى كند كه: رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از دنيا رحلتفرمود و امر به همين منوال بود و در زمان خلافت خليفهاول، ابوبكر بن ابى قحافه و ابتداى خلافت خليفه دوم، عمر بن خطاب نيز امر بههمين منوال ادامه پيدا كرد؛ يعنى مردم خودشان نمازها را بدون جماعت اقامه مى كردند.
💡 آنها قبول كردند. ولى در بين راه به من خيانت كرده به عنوان برده به يك نفر ازيهوديان فروختند. او امر به محل خود كه پر از درختان خرما بود برد. من به طمع اينكهآنجا همان سرزمين موعود است، به سر بردم. ولى آنجا نبود. تا اينكه يكى از يهوديان(بنى قريظه ) مرا از آن يهودى خريد همراه خود به مدينه برد.
💡 یکی از جنبههای دشوار این داستان برای خوانندگان اینست که برای بیشتر چهرههای داستان نامی استفاده نمیشود و بیشتر از رده و نقش آنها برای اشاره به آنها بهره گرفته میشود. این امر به این خاطر است که در دوره هیآن که این رمان در آن زمان نوشته شده از نام اشخاص در دربار استفاده نمیشد. در ترجمههای تازه از این داستان گاه نامهایی را برای چهرهها برمیگزینند تا کار را برای خواننده آسانتر سازند.
💡 شناخت احكام ساير تكاليف ديگر از قبيل: زكوة؛ روزه، حج، جهاد، امر به معروف،فراگرفتن آنها همانند نماز و به همان صورتى است كه در واجب عينى ذكر شد. و اماابواب ديگر فقه مانند: عقود و ايقاعات، تحصيل و آموختن احكام آنها در صورتى واجبعينى است كه بر حسب مقررات و اسباب مذكور در كتب فقه، به اين مرحله از وجوب برسد،و در غير اينصورت آموختن آنها به صورت واجب كفائى خواهد بود.