لغت نامه دهخدا
امتزاج دادن. [ اِ ت ِ دَ ] ( مص مرکب ) اختلاط دادن. درآمیختن. رجوع به امتزاج شود.
امتزاج دادن. [ اِ ت ِ دَ ] ( مص مرکب ) اختلاط دادن. درآمیختن. رجوع به امتزاج شود.
اختلاط دادن. در آمیختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اوست كه جدا حافظ است با ادامه دادن به وجود موجودات و باقى داشتن آنها و مصون داشتناضداد از يكديگر همچون گرمى و سردى و ترى و خشكى كه خداوند ميان آنها در قالببدن انسان و ساير حيوانات و گياهان جمع كرده است. و اگر خداوند گاه باتعديل قواى آنها و گاه با يارى رساندن به قواى مغلوبه آنها، ايشان را حفظ نمىكرد، اين قوا از يكديگر گريخته و از هم دور مى شدند و امتزاج آنها از ميان رفته وتركيبشان بهم مى خورد و آن معنايى كه مستعدقبول تركيب و مزاج بود از بين مى رفت.