لغت نامه دهخدا
ام نیار. [ اُم ْ م ِ ] ( اِخ ) دختر زیدبن مالک. از زنان صحابی بود. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 286 شود.
ام نیار. [ اُم ْ م ِ ] ( اِخ ) دختر زیدبن مالک. از زنان صحابی بود. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 286 شود.
دختر زید بن مالک از زنان صحابی بود.
💡 گفت اگر فردا نیاری زر بگاه واژگونت می دراندازم به چاه
💡 گر نیاری تاب آن کز سلک مسکینان شوی جهد کن تا بهر مسکینان شوی مسکین نواز
💡 (در واژهٔ ژه نیار به معنای نوازنده) ژه ن = jan = zhan
💡 ور پرتو خورشید رخش تاب نیاری در سایه ی آن زلف سیه کار فرود آی
💡 تو خود به گوش نیاری حدیث زاری ما که در تو کار نکردست درد کاری ما