لغت نامه دهخدا
ام معاذ. [ اُم ْ م ِ م ُ ] ( اِخ ) کنیه چند تن از زنان صحابی بوده. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 280 و 281 شود.
ام معاذ. [ اُم ْ م ِ م ُ ] ( اِخ ) کنیه چند تن از زنان صحابی بوده. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 280 و 281 شود.
کنیه چند تن از زنان صحابی بوده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیخ گفت مردی به مجلس یحیی بن معاذ الرازی بگذشت و او وعظ میگفت و پند میداد، آن مرد او را گفت ما اَعْرَفکَ بِالْطَّرِیق وَما اَجْهلکَ بِرَبِّ الطَّریق!
💡 از براء بن عازب نقل شده است كه گفت: معاذ بنجبل در خانه ابو ايوب انصارى نزديك رسول خدا صلى الله عليه و آله نشسته بود.
💡 بالاخره حضرت فرمودند: يك نفر از شما را در اين كار حكم كنم گفتند: خيلى خوب آن كى باشد؟ فرمود: سعدبن معاذ رئيس قبيله شما. گفتند: به حكميت او راضى هستيم هرچه حكم كند، همان باشد، (سعدبن معاذ در خندق زخم برداشته و در مدينه مشغول مداواى زخم خود بود)
💡 سعد بن معاذ با زرهى كوتاه و نارسا بيرون آمده بود و رهسپار جنگ شد. (حبان بن قيسبن عرقه ) فرصتى به دست آورد و تيرى به سوى وى انداخت و چون تيرش به هدفرسيد، گفت: ( خذها منّى و انا ابن العرقه.)
💡 جابر بن عبدالله مى گويد: در همين موقع جبرئيل نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمد، و پرسيد اين بنده صالح كيست كه در اين خيمه از دنيا رفته، درهاى آسمان برايش باز شده، و عرش به جنب و جوش در آمده ؟رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به مسجد آمد، ديد سعد بن معاذ از دنيا رفته است.
💡 و چون سعدبن معاذ - رضى الله عنه - وفات يافت، آن حضرت بر او گريان شد وروزى آن حضرت به مادر سعد فرمود: الا يرقاء دمعك و يذهب حزنك فان ابنكيهتزله العرش : آيا شك تو باز نمى ايستد و اندوه تو به پايان نمىرسد؟ براى پسرت عرش لرزان شد.