لغت نامه دهخدا
ام قتال. [ اُم ْ م ِ ق ِ ] ( اِخ ) رفیقه یا قتیله دختر نوفل بن اسد. مطابق بعضی از روایات از زنان دانشمند دوره جاهلیت بوده است. رجوع به ریحانة الادب ج 6 ص 231 شود.
ام قتال. [ اُم ْ م ِ ق ِ ] ( اِخ ) رفیقه یا قتیله دختر نوفل بن اسد. مطابق بعضی از روایات از زنان دانشمند دوره جاهلیت بوده است. رجوع به ریحانة الادب ج 6 ص 231 شود.
رفیقه یا قتیله دختر نوفل بن اسد و مطابق بعضی از روایان از زنان دانشمند دوره جاهلیت بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن کار که جز دادن جان چاره ندارد کاری است که با غمزهٔ قتال تو افتد
💡 عشقت سپه انگیزد، خون دل ما ریزد زین قطره چه برخیزد؟ آخر چه قتال است این؟
💡 4 _ آياتى كه مشتمل بر ثناى جميلى است بر كسانى كه تا آخر جنگ استقامت به خرجدادند و قتال كردند ولى كشته نشدند.
💡 سياق آيات در ارتباط با فرمان جهاد و قتال با مشركين مكه است
💡 آن شخص گفت كه: (اين حكايت در وقتى بود كه ميان مروان حكم و مياناهل شام قتال بود. پس گفتم: چه مى گويى در حق مروان حكم ؟)
💡 آسمان با دست او حیران شود گاه عطا روزگار از تیغ او عاجز شود روز قتال