لغت نامه دهخدا
ام عود. [ اُم ْ م ِ ؟ ] ( ع اِ مرکب ) کرش ( شکنبه ستور نشخوارزننده ). ( المرصع ) هزارلا. هزارخانه. ( در شکنبه گوسفند ). ( یادداشت مؤلف ).
ام عود. [ اُم ْ م ِ ؟ ] ( ع اِ مرکب ) کرش ( شکنبه ستور نشخوارزننده ). ( المرصع ) هزارلا. هزارخانه. ( در شکنبه گوسفند ). ( یادداشت مؤلف ).
کرش. هزارلا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوش است خاصه کسی را که بشنود به صبوح ز چنگ، زخمه زیر و ز عود، ناله زار
💡 سلانه، سازی است که سیامک افشاری زیر نظر علیزاده ساختهاست و صدایی شبیه عود و تار دارد.
💡 جمال جهانشاد (زادهٔ ۱۳۲۷) موسیقیدان و نوازندهٔ عود اهل ایران است.
💡 گر چنگ زند مطرب و گر عود که بی عشق، سازش همه یک نغمه مستانه ندارد
💡 # من آمده ام كه رسوا كنم اينهايى كه به اسم مليت، به اسم قانون اساسى به اسم كذامى خواهند مسائل سابق را عود بدهند.
💡 عود و شکر زاده اندر لطف طبعت زان سبب روزگار آن هر دو را با هم برادر میکند