لغت نامه دهخدا
ام عزمن. [ اُم ْ م ِ ؟ ] ( ع اِ مرکب ) اِست. ( المرصع ).
ام عزمن. [ اُم ْ م ِ ؟ ] ( ع اِ مرکب ) اِست. ( المرصع ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يعنى هر كس بيشتر با هواى نفس و شهوتهاى حيوانى مخالفت كند و از علم طبيعت و اشتياقبه لذات پنج حس حس لامسه و ذائقه و شامه و باصره و سامعه بگذرد بهتر ازديگران است؛ زيرا ملاك بهترى و افضليت اشخاص به تهذيب روح قدسى و به تقوىو عمل و ايمان است كه فرمود: عزمن قائل: ان اكرمكم عندالله اتقاكم؛ (535)بهترينشما نزد خدا با تقواترين شما هستند.
💡 نام حزمش بر زبان آرم فلک ماند ز سیر ذکر عزمن در مبان آرم زمینگردد روان