لغت نامه دهخدا
ام عزالدین. [ اُم ْ م ِ ع ِزْ زُدْ دی ] ( اِخ ) دختر شیخ صدرالدین اسعدبن عثمان. از محدثان عامه است که لقب ست الامناءداشته و در سال 700 هَ.ق. درگذشته است. ( از ریحانةالادب ج 6 ص 226 ). و رجوع به خیرات حسان ج 2 ص 51 شود.
ام عزالدین. [ اُم ْ م ِ ع ِزْ زُدْ دی ] ( اِخ ) دختر شیخ صدرالدین اسعدبن عثمان. از محدثان عامه است که لقب ست الامناءداشته و در سال 700 هَ.ق. درگذشته است. ( از ریحانةالادب ج 6 ص 226 ). و رجوع به خیرات حسان ج 2 ص 51 شود.
دختر شیخ صدر الدین اسعد بن عثمان از محدثان عامه است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همزمان با یورش تیمور به ایران، اتابکان لر کوچک با حکمرانی اتابک عزالدین بر لرستان حکومت میکرد. تیمور طی حملات متعدد که به یورشهای سهساله، پنجساله و هفتساله شهرت دارند، دو بار لرستان را آماج تاخت و تاز خود ساخت.
💡 منصور الجمری، سردبیر سابق روزنامه بحرینی الوسط، سعید شهابی، از جنبش آزادی بحرین، ستون نویس نیویورک تایمز،نیکلاس کریستوف، ارشاد منجی، شیبل صدیقی، امین عزالدین، بن کوهن، پروفسور استاچی استروبل، از جمله روزنامه نگاران، نویسندگان و فعالان حقوق بشری که از نظام بحرین به عنوان آپارتاید انتقاد کردهاند.
💡 میان فرزندان سید جبرئیل و سید عزالدین حسن بر سر تقسیم قدرت و ملک تا سالها زد و خورد وجود داشتهاست.
💡 پس از غیاثالدین، پسرش عزالدین کیکاوس اول به حکومت رسید و پس از پیروزی بر مدعیان سلطنت خویش، درصدد بازپسگیری انطاکیه که از دست سلجوقیان خارج شده بود، برآمد. وی همچنین با پادشاه ارمنستان، لئوی دوم، جنگید و مناطقی از قلمرو سلاجقه را که در دست پادشاه ارمنستان بود پس گرفت. عزالدین در سال ۶۱۶ ه.ق از دنیا رخت بر بست.