لغت نامه دهخدا
ام ساهر. [ اُم ْ م ِ هَِ ] ( ع اِ مرکب ) عقرب. ( المرصع ) ( المنجد ). کژدم. ( مهذب الاسماء ). وجه تسمیه آن است که بیشتر شبها دیده می شود. ( المرصع ).
ام ساهر. [ اُم ْ م ِ هَِ ] ( ع اِ مرکب ) عقرب. ( المرصع ) ( المنجد ). کژدم. ( مهذب الاسماء ). وجه تسمیه آن است که بیشتر شبها دیده می شود. ( المرصع ).
عقرب. وجه تسمیه آنست که بیشتر شبها دیده می شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسن ایلدیریم در دو دهه پایانی عمر خود سردبیری فصلنامه بینالمللی آذری و دبیری انجمن ادبی فرهنگی حبیب ساهر را برعهده داشت. از آثار او میتوان به «آنا دیلی - آیین نگارش و دستور زبان ترکی آذربایجانی» که منتشر شده و مجموعه سهجلدی شناختنامه ناظم حکمت و مجموعه اشعار که در دست چاپ است، اشاره کرد.
💡 پدربزرگ حبیب ساهر از شهر ترک میانه به تبریز نقل مکان کرد. پدرش میر قوام در سال 1908 در جریانجنبش مشروطه ربوده و کشته شد. مادرش از ایل بیات بود. در خانواده 4 برادر و 1 خواهر بودند.
💡 ساهر به عنوان گالری دار، بیش از بیست سال تالار نقش را سرپرستی کرده و در همین زمان مدتی سرپرستی گالریهای تخت جمشید و تالار نقش مازندران را نیز به عهده داشته است.
💡 حبیب ساهر در سال 1927 به ترکیه رفت. او به مدت دو سال در مدرسه «دبستان ایرانیان» که برای ایرانیان مقیم این شهر افتتاح شده بود، به عنوان معلم زبان و ادبیات فارسی مشغول به کار شد. در سال 1929 در دانشکده تاریخ و جغرافیا دانشگاه استانبول پذیرفته شد. در اینجا با شعر معاصر ترکی و فرانسه آشنا شده و زبان فرانسه را فرا گرفت.
💡 پس از انقلاب اسلامی ایران در سال 1988 ساهر بعد از دریافت خبر دستگیری مجدد وی با حلق آویز کردن خود از پنجره آپارتمان خود در آریاشهر نزدیک تهران (صادقیه کنونی) خودکشی کرد. او در قبرستان «بهشت زهرا» تهران به خاک سپرده شده است.
💡 در این میان ساهری مرموز با شمشیری سخنگو به نام شبجوهر هر روز در گوشهای از شهر دست به اقداماتی مکارانه میزند. آیا این آشوبها همه را به کام مرگبار جنگ میکشاند؟