لغت نامه دهخدا
الدام. [ اِ ] ( ع مص ) دایم شدن تب. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ). همیشگی کردن تب بر کسی؛ الدمت علیه الحمی. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ). یکبندی شدن تب.
الدام. [ اِ ] ( ع مص ) دایم شدن تب. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ). همیشگی کردن تب بر کسی؛ الدمت علیه الحمی. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ). یکبندی شدن تب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسرائیل برای آزمایش و نجات یک دیپلمات، نجوا گاده آلدام که به عنوان مشاور سیاسی رئیسجمهور اوگاندا یووری موسونی کار میکرد، تجهیزات پزشکی را به سودان منتقل کرد، و بعد که بیماری گرفت و بعداً از کووید ۱۹ درگذشت.