ال عطاری

لغت نامه دهخدا

( آل عطاری ) آل عطاری. [ ع َطْ طا ] ( اِ مرکب، از اتباع ) آل و عطاری. آنچه پیله وران در قراء و قصبات از قبیل حنا و صابون و نخ و سوزن و نبات و جز آن گردانند فروختن را.

فرهنگ فارسی

( آل عطاری ) آنچه پیله وران در قرائ و قصبات از قبیل حنا و صابون و نخ و سوزن و نبات و جز آن گردانند و فروختن را

جمله سازی با ال عطاری

💡 مرد عطاری پس از شش دختر صاحب فرزند پسری می‌شود و اسم او را اصلان می‌گذارد…

💡 ترمشکین‌موی و شیرین‌گو‌ی بربستی و بشکستی ز مو دکان عطاری ز لب بازار قنادی

💡 همی تا ابر نقاشی کند در فصل فروردین همی تا باد عطاری کند در نیمه نیسان

💡 صبا دکان عطاری گشادن کی توانستی که او را نیستی هر دم گذر بر سنبل مویت

💡 «‌باد، خاکی ز مقام تو بیاورد و بِبُرد آب هر طِیب که در طبلهٔ عطاری هست‌»

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
مدیون یعنی چه؟
مدیون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز