اقا بالا سر
فرهنگ معین
( آقا بالا سر ) (سَ ) [ مغ - فا. ] (ص. اِ. ) ۱ - رییس، سرپرست. ۲ - مجازاً آن که بی مورد در کار دیگران دخالت و امر و نهی می کند.
جمله سازی با اقا بالا سر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عمر با شنيدن سخن ابوبكر، پشت به قيس كرد و از او دور شد. اما سعد بن عباده خطاببه عمر گفت: به خدا سوگند اگر بيمار نبودم و آن قدر توانايى مى داشتم كه از جاىبرخيزم، در گذرگاهها و كوچه هاى مدينه چنان غرشى از من مى شنيدى كه از وحشت وترس، خود و يارانت در بيغوله ها پنهان مى شديد. در آنحال به خدا سوگند تو را نزد كسانى مى فرستادم كه تا همين ديروز زير دست وفرمانبردارشان بودى، نه آقا و بالا سر آنها!
💡 مرحوم شيخ انصارى با اين كه ى ك چشمى بود و شب نمى توانست مطالعه كند،در روز اين همه درس، تاءليف و عبادت داشت، هر روز زيارت عاشورا را با صد لعن وسلام، در بالا سر مرقد حضرت امير - عليه السلام - نيم ساعت ايستاده مى خوانده، ونماز جعفر، و يك جزء قرآن را به توفيق معنوى انجام مى داده است.
💡 هيئت محترم حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام در مسجد بالا سر حضرتمعصومه سلام الله عليه
💡 نادر شاه از ديدن اين كرامت قانع شد كه مقام والاى حضرتابوالفضل العباس عليه السلام اين مقدار هست كه به پاداش وفا و ايثارى كه درزندگى نشان داده، دستگاهى در كنار برادر عزيزش امام حسين عليه السلام داشته باشد.لذا دستور داد به توسعه حرم مطهر حضرتابوالفضل العباس عليه السلام داد و مسجد بالا سر حضرت و مسجد رواق پشت سر رااحداث نمود و صحن و ايوان را تزيين و تعمير اساسى كرد.
💡 4 سايه قرار دادن بالا سر. و دو امر ديگر نيز بر زنان حرام است: