افیون واره
مترادفها
افیونی، نشئهآور
فرهنگستان زبان و ادب
{opioid} [پزشکی] هر مخدر صناعی که اثراتی شبیه به افیون دارد، ولی از آن مشتق نشده است
جمله سازی با افیون واره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 درکش چو افیون، واره تو اکنون گه در جوابی، گه در سوالی
💡 برخی از آثار هنری با سبک انتزاعی و رنگهای بسیار ملایم، حالتی افیون واره دارند که باعث میشود بیننده در دنیای رویاهای خود غرق شود.
💡 شاعر در این قطعه از شعر، از توصیفاتی افیون واره برای بیان حالت خلسه و بیخود شدن خود در لحظات سکون و آرامش مطلق بهره برده است.
💡 موسیقی بسیار آرام و ملایم این قطعه، فضایی افیون واره ایجاد کرده است که شنونده را به سمت آرامشی عمیق و تفکرات فلسفی سوق میدهد.