افسار پاره کردن

فرهنگ معین

( ~. رِ. کَ دَ ) (مص ل. ) سرپیچی کردن، یاغی شدن.

ویکی واژه

سرپیچی کردن، یاغی شدن.

جمله سازی با افسار پاره کردن

💡 و گیاه تر چون فراهم می‌آرند ازان رسنها می‌تابند که پیل آن را نمی تواند گسست و از پاره کردن آن عاجز می‌آید. در جمله خرد و بزرگ آن را که رسانند تاویل باید طلبید و گرد رخصت و دفع گشت.

💡 ویژگی‌های کالبدشناسی چابک‌شکاری مشابه با دیگر گونه‌های درومیسورسانان همچون دینونیکوس بود و از جمله مهم‌ترین این ویژگی‌ها، داشتن پنجه‌های داسی‌شکل در پاها به منظور پاره کردن بدن طعمه و وجود دمی بلند و ترکه‌ای به منظور حفظ تعادل بود.

💡 برخی مواقع فرش‌های پایین آمده از دار به علت شل و سفت بودن چله‌ها در دو طرف دار یا عدم کوبیدن منظم گره‌ها کج از کار در می‌آیند یا کناره‌های آن جمع شده، می‌گردند. البته بی‌توجهی بافنده درتغییر نمره نخ‌های مورد مصرف، پاره کردن مکرر تارهای چله و وجود دارهای ناسالم و کج از دیگر دلایل کجی فرش هامی باشد. برای رفع این مشکل می‌توان از روش متعادل ساختن کشش چله‌ها بر روی دار بهره جست.

💡 قاصدان را یک قلم نومید کردن خوب نیست نامه ما پاره کردن داشت گر خواندن نداشت

💡 در مسافت‌های کوتاه، حتی بیرون از آب بسیار چابک می‌باشد. تمساح آرواره‌های نیرومند و دندان‌های تیز برای گرفتن و پاره کردن گوشت دارد.