افروخته کردن
مترادفها
روشن کردن، شعلهور کردن
متضادها
خاموش کردن
لغت نامه دهخدا
افروخته کردن. [ اَ ت َ / ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) روشن کردن. شعله ور ساختن. منور گردانیدن. رجوع به افروختن و افروخته شود.
فرهنگ فارسی
روشن کردن شعله ور ساختن
جمله سازی با افروخته کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی از کاربردهای اصلی زغال چوب در تهیه قلیان است. و افروختن یا سرخ کردن زغال برای قلیان در زغالگردان انجام میشود. گاهی از منقل فقط برای تولید زغال افروخته استفاده میشود. این گونه منقل در کنار وافور یا قلیان به عنوان ابزار تدخین به کار میرود.
💡 از منقل برای پخت غذا به روش کباب کردن استفاده میشود. گاهی از منقل زغال افروخته برای دم کردن و گرم نگه داشتن چای استفاده میشود.