افتاب روی

مترادف‌ها

خوش‌رو، درخشان‌رو

لغت نامه دهخدا

( آفتاب روی ) آفتاب روی. ( ص مرکب، اِ مرکب ) آفتاب رو.

فرهنگ فارسی

( آفتاب روی ) ( صفت ) آفتاب رو
آفتاب رو

دانشنامه عمومی

آفتاب روی. آفتاب روی یک منطقهٔ مسکونی در تاجیکستان است که در ولایت سغد واقع شده است.
آپتیورای ۷۹۷ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

جمله سازی با افتاب روی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با سایه سواد سر زلف خویش گیر ما را که سوختیم در این آفتاب روی

💡 ای آفتاب روی بده باده ای که آن در روشنی حکایت گوید ز آفتاب

💡 ای آفتاب روی تو عکس فروغ ذات ظاهر ز زلف و خال و خطت کثرت صفات

💡 در سایهٔ زهد سرد بودن تا چند؟ وقتست که آفتاب رویی گیریم

💡 از روی دوست تا نکنی رو به آفتاب کز آفتاب روی به دیوار می‌کنی

💡 آفتاب روی او برهان ماست شیخ و زاهد گر کند انکار ما

💡 در داستان‌های قدیمی، همیشه از شخصیت‌های محبوب به عنوان زنان آفتاب‌روی یاد می‌شد که زیبایی آن‌ها با درخشش خورشید در صبحگاه مقایسه می‌شد.

💡 او با آن چهره آفتاب‌روی و لبخند همیشگی خود، توانست در کوتاه‌ترین زمان ممکن توجه همگان را در آن مهمانی بزرگ به سمت خود جلب کند.

💡 شاعر با توصیف آفتاب‌روی بودن معشوق، سعی داشت بر زیبایی خیره‌کننده و درخشش روح او که گویی از نور سرشته شده است، تأکید بیشتری داشته باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران