لغت نامه دهخدا
اعتبار داشتن. [ اِ ت ِ ت َ ] ( مص مرکب ) ارج و ارزش داشتن. بااحترام بودن:
عارضت مستغنی از خال است در اظهار حسن
پیش دانا خط زیاد از مهر دارد اعتبار.اثر شیرازی ( از ارمغان آصفی ).
اعتبار داشتن. [ اِ ت ِ ت َ ] ( مص مرکب ) ارج و ارزش داشتن. بااحترام بودن:
عارضت مستغنی از خال است در اظهار حسن
پیش دانا خط زیاد از مهر دارد اعتبار.اثر شیرازی ( از ارمغان آصفی ).
💡 مک کی توسط نویسنده جو استرهاس به خاطر آموزش فیلمنامه نویسی بدون داشتن فیلمنامه ای از او به عنوان فیلم مورد انتقاد قرار گرفته است.[5][6] (با این حال، مک کی به عنوان نویسنده فیلم تلویزیونی آبراهام در سال 1994 شناخته می شود.)[7] مک کی به چنین انتقاداتی پاسخ داده و گفته است: «دنیا پر از افرادی است که چیزهایی را آموزش می دهند که خودشان نمی توانند انجام دهند»، در حالی که اعتراف کرده است که اگرچه او تمام فیلمنامههای نوشتهشدهاش را فروخت، اما او هنوز فاقد اعتبار روی صفحهنمایش است، زیرا آنها فقط انتخاب شده بودند و هرگز توسط استودیوها تولید نشدند.[3]
💡 مساءله 1 - در ذبح كننده شرط است: اينكه مسلمان و يا به حكم مسلمان باشد يعنىاگر كودك يا ديوانه است كه قلم تكليف از او برداشته شده نه اسلامش اعتبار دارد و نهكفرش پدر او مسلمان باشد و او از پدرى مسلمان متولد شده باشد، بنابراين ذبيحهكافر حلال نيست خواه مشرك و خواه غير مشرك و حتىاهل كتاب كه بنابر اقوى ذبيحه آنان نيز حلال نيست، و اما داشتن ايمان در ذبح كنندهشرط نيست بنابراين ذبيحه تمامى فرقه هاى اسلامحلال است به جز ناصبى ها كه با اميرالمؤ منين واهل بيتش عليهم السلام دشمنند كه ذبيحه آنانحلال نيست هرچند كه اظهار اسلام بكنند.