اصلی کش
لغت نامه دهخدا
اصلی کش. [ اَ ک ُ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان گرم بخش ترک شهرستان میانه واقع در 11 هزارگزی خاور ترک و 10 هزارگزی شوسه میانه - خلخال. محلی کوهستانی، معتدل و دارای 55 تن سکنه است که شیعه و ترکی زبان اند. آب آن از چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات، نخود، عدس و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه ده مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی است جزئ دهستان گرم بخش ترک شهرستان میانه واقع در ۱۱ هزار گزی خاور ترک و ۱٠ هزار گزی شوسه میانه - خلخال. محلی کوهستانی معتدل که شیعه و ترکی زبان اند.
جمله سازی با اصلی کش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای طایر جان بگسل این رشته ز پای دل تا موطن اصلی گیر پرواز از این زندان
💡 اشتغالزایی، تمرکز تسهیلاتدهی به تعاونیها و تقویت این بخش را از رویکردهای اصلی این بانک است.
💡 در متاکریتیک، که امتیاز عادی از ۱۰۰ را به نقدهای انتقاد گرایان روند اصلی میدهد، میانگین امتیاز این آلبوم بر اصل شش نقد، ۸۲ است که نشاندهنده «تمجیدجهانی» است.
💡 دل گفت چو خون چشمت اصلی گهرست بر دیده بدارش که جگر گوشه ماست
💡 کرده گم بستان اصلی پرفشان بیاختیار در خزان بیبهار و در بهار بیخزان
💡 ای بلند اصلی که کم زادست چون تو خاک پست وی جوانبختی که کم دیدست چون تو چرخ پیر