اصحاب سیر

لغت نامه دهخدا

اصحاب سیر. [ اَ ب ِ ی َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مورخان. تاریخنویسان. داستان نویسان: اصحاب سیر خلاف کردند در سبب رفتن ایشان به کهف. ( تفسیر ابوالفتوح چ قمشه ای ج 6 ص 377 ).

فرهنگ فارسی

مورخان. تاریخنویسان داستان نویسان اصحاب سیر خلاف کردند در سبب رفتن ایشان بکهف.

جمله سازی با اصحاب سیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جواد نوربخش در این‌باره گفته: «خانقاه خلوتخانه صوفیان است و قرارگاه آنان، مجلس اهل حال است و مکتب سیر کمال. سالکان الی الله در آن آیند تا زنگ تعیّن از آیینهٔ دل بزدایند. کعبهٔ عاشقان است و قبلهٔ صادقان. حریم اهل راز است و محراب پاکدلان بی‌نیاز. مأمن رندان سینه‌چاک است و از خود گذشتگان بی‌باک، منزل ارباب وفا است و اصحاب صفا. در فضایش جز نوای دوست نشنوی، و در هوایش جز نسیم محبت و وفا نبویی. طالبانش دل و دین داده‌اند و برای جانبازی و فداکاری آماده. ساکنانش از همه چیز جز خدا بیگانه‌اند و از همهٔ عقلا برکنار و دیوانه. بزرگانش از ما و من برکنارند و دعوی انا الحق دارند. آری عاشق شگفتی‌ها دارد که عقل آنها را جنون می‌شمارد، همت دلیرانه‌ای باید که عقال عقل را بگشاید و به فتوای جنون از خود بیرون شود و به خانقاه درآید، تا از هرچه گمان برد فزونتر آید و دریابد که خانقاه ملک عرش است و عرش ملکوت خانقاه.»

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز