لغت نامه دهخدا
اشک شور و گرم.[ اَ ک ِ رُ گ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از اشک اندوه و فراق. ( فرهنگ ضیاء ) ( هفت قلزم ) ( رشیدی ).
اشک شور و گرم.[ اَ ک ِ رُ گ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از اشک اندوه و فراق. ( فرهنگ ضیاء ) ( هفت قلزم ) ( رشیدی ).
کنایه از اشک اندوه و فراق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شب فراز کوه، ز اشک شور جمع و نور شمع ابر در افشان و خورشید زر افشان دیدهاند
💡 روی زمین بشست دو چشمم ز اشک شور وین شوری غم از دل و آب و گلم نشد
💡 نی نی ز آب دیده من دجله بهتر است کین اشک شور باشد و آن آب خوشگوار
💡 نیست پروا دیده عشاق را از اشک شور تلخی صهبا نمی سازد دهان جام تلخ
💡 به ساغر نگهی مست کن مرا، ساقی که اشک شور، نمک ریخت در شراب مرا